لطفا آماتور باشیم

قبل از شروع حرفم لازم است بگویم آماتور همان ناشی نیست. آماتور کسی است که حرفه ای نیست. حرفه ای به کسی گفته می شود که شغلش آن چیز باشد.

موضوع حرفه ای و آماتور در موضوعاتی که  هنر٬ تفریح یا علاقه مندی هستند بیشتر قابل فهم است.

برای مثال از خودم استفاده می کنم. من عکاس استودیویی حرفه ای هستم و عکاس آزاد آماتور. یعنی از طریق فروش عکس هایم در استودیو شخصی ام ارتزاق می کنم(با اینکه ممکن است عکاس خوبی باشم یا نباشم ) اما به دیگر شاخه های عکاسی علاقه مندم و در آن ها آماتور هستم و معمولا از آن ها درآمد چندانی ندارم (با اینکه ممکن است عکاس خوبی باشم یا نباشم).



آماتور/ناشی/حرفه ای/کاربلد چهار واژه ی جدا هستند که دو تای آن ها می تواند پشت سر هم بیاید. (اصل کلمات مهم نیستند٬ برایم توجه به مفهوم و کارکردشان است)

مثلا: آماتور های کار بلد یا حرفه ای های ناشی!

آماتور ها ویژگی هایی دارند که در زیر تعدادی از آن ها را برای خودم یادآور می کنم.

آماتور ها ناچار به انجام کار نیستند بلکه از سر میل٬ رغبت و علاقه آن را انجام می دهند.

آماتور ها کمتر بگو مگو می کنند و خطر از دست رفتن منافع شان آن ها را وادار به نوشتن بیانیه ها و مقالات تند و تیز نمی کند.

آماتور ها موفقیت دیگران را تهدیدی برای خود تلقی نمی کنند. 

آماتور ها کلی گویی نمی کنند و در مورد موضوع و مساله ی مشخص با دلایل و استدلال کافی حرف می زنند و همچنان می دانند هنر جایگاه مطلق نگری نیست و دیدگاهشان می تواند از زاویه ای دیگر معتبر نباشد.

آماتور ها نقد می کنند اما نهی نمی کنند.

آماتور ها خودشان هستند. از دیگران گرچه الهام می گیرند اما آثار دیگران را کپی نمی کنند.

آماتور ها از کارشان لذت می برند.

آماتور ها ممکن است تاریخ هنر و سبک ها و مطالب مختلف را بخوانند اما آن را بر سر دیگران نمی کوبند.

آماتور ها هم صنفان خود را دوست دارند و به چشم دشمن به آن ها نگاه نمی کنند.

آماتور ها دنبال پیچیده کردن موضوعات نیستند.

آماتور ها با هم رقابت می کنند ولی نمی جنگند.

آماتور ها در رقابت های مختلف شرکت می کنند اما بعد از داوری ندای اگزوز خاور در درونشان بلند نمی شود.

آماتور ها امکان اشتباه را برای دیگران نیز امری طبیعی می دانند. 

آماتور ها زودتر می بخشند. 

آماتور ها همدیگر را از شرکت در رقابت های گوناگون نفی نمی کنند و به چشم بازی به آن نگاه می کنند.

آماتور ها اگر جایزه یا مدالی گرفتند تبدیل به آدم جدیدی نمی شوند و همچنان همان آماتورقبلی باقی می مانند.

آماتور ها از رزومه شان در کارشان بهره می گیرند اما این عناوین را دلیل بر بهترین بودن نمی دانند. 

آماتور ها می دانند جوایز عکاسی هیچ معنایی غیر از این ندارد: این عکس در زمانی مشخص از نگاه چند داور متقاعد کننده تر از دیگر آثار بوده است و این عکس در زمان و مکان و نگاهی دیگر می تواند جایزه نگیرد.

آماتور ها با چند جایزه به استاد تبدیل نمی شوند. 

آماتور ها جوایز دیگران را «هیچ» نمی انگارند. 

آماتور ها می دانند که بعضی ها از عکس هایشان خوششان نمی آید و در نتیجه از نظر دیگران عصبانی نمی شوند.

آماتور ها معمولا عطشی وصف ناشدنی دارند.

کار آماتور ها شبیه ترین کار به بازی بچه هاست. با جدیت از آن لذت می برند.

آماتور ها دنیا را محل آموختن می دانند. 

آماتورها کمتر بهانه می گیرند و مثل دراویش بر گلیمی می گنجند.

آماتور ها از دیگران یاد می گیرند.

آماتور ا به دیگران یاد می دهند.

آماتور ها از این شاخه به آن شاخه می پرند!

آماتور ها از تجربه کردن نمی ترسند 

آماتور ها مردم عکس هایشان را نردبان موفقیت قرار نمی دهند گرچه ممکن است به موفقیت شان نیز بینجامد.

(منظورم نگاه ابزاری به انسان هاست)

آماتور ها اگر چیزی بلدند آن را قلمبه و سلمبه بیان نمی کنند.

آماتور ها دیگران را مسئول نرسیدن به اهدافشان نمی دانند.

آماتور ها زود قضاوت نمی کنند .

آماتور ها تفاوت ها را می شناسند و آن را دلیلی بر خوب یا بد بودن نمی دانند.

آماتور ها می دانند که نمی دانند.

آماتور ها همیشه آماتور هستند و این وضعیت را یک صفت نمی دانند.

آماتور ها ...

تقدیم به همه ی آماتور ها٬ حرفه ای ها٬ ناشی ها و کاربلد ها

P9137538_NN

کویر خارا اصفهان / زمستان ۹۲ 

محمد زمان زیبایی [ ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ ]

داداش دست درد نکنه حرف دل منو امثال منو زدید
آدم همیشه باید از کارش لذت ببره


حسین نریمانی [ ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ ]

این مطلب عالی ومعرکه بودوحرف دل من آماتور.درودبرشما
آماتور ها می دانند جوایز عکاسی هیچ معنایی غیر از این ندارد: این عکس در زمانی مشخص از نگاه چند داور متقاعد کننده تر از دیگر آثار بوده است و این عکس در زمان و مکان و نگاهی دیگر می تواند جایزه نگیرد.
...........
پاسخ: دقیقا همینطور است. احساس می کنم ما در فضای سیاه و سفید معلق هستیم.
یا کاملا بی ارزش می دانند یا آن را موفقیتی تکرار نشدنی می دانند.
واقعیت چنین نیست. چنین رویداد هایی ارزش خود را دارند. بی اعتبار نیستند. جذاب هستند و حتی در بیشتر موارد مفید. اما به معنی پایان راه موفقیت نیست.
تلاش من برای نوتن این متون این است که واقعیت را آن چنان که هست ببینیم نه با تعریف شخصی و میل خودمان.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.